تبلیغات
اندیشه روشن
اندیشه روشن
یادداشت‌های كم ‌و ‌بیش مذهبی، فرهنگی و سیاسی دو روشن‌اندیش

هو الجمیل

هر روز صبح به درب اصلی اداره كه می‌رسد سعی می‌كند با متانت خاصی وارد راهرو شود و تا به اتاق خود برسد انواع و اقسام نگا‌ه‌ها را تحمل می‌كند!

یادش می‌آید روزی را كه به خاطر گرم نگرفتن با یكی از همكاران آقا، چه حرف‌ها كه پشت سرش نزده بودند: این خانم انگار از دماغ فیل افتاده! انگار آسمون سوراخ شده افتاده پایین، چقدر مغروره! چقدر امّله! جواب سلام آدم رو هم به زور می‌ده!

و تا مدت‌ها نقل مجلس این خانم‌ها و آقایان خوش‌مشربِ به روز و باكلاس! شده بود ...

و حالا از تیزی و هرزی نگاه مردان متأهل و مجرد اداره‌اش(چه مذهبی و چه غیرمذهبی)! به ستوه آمده و عطای كار بیرون از خانه را به لقایش می‌بخشد ...

***

این روزها هر جا می‌نشینی سخن از حجاب و عفاف و اشتغال زنان و تحصیلات بانوان و ... است و الحمدالله همه هم صاحب‌نظرند و نقاد! هر كس از ظن خود یار این الفاظ پرطمطراق می‌شود و اظهارنظری می‌كند، خصوصا از وقتی رئیس جمهور محترم در این موضوع سخنانی جنجالی ایراد فرمودند...

می‌خواهم به بهانه روز عفاف و حجاب، مسئله‌ای را مورد توجه قرار دهم كه شاید از این منظر كمتر به آن پرداخته شده باشد. مسئله‌ای كه رئیس جمهور محبوب‌مان در یك جمله به كلیت آن اشاره داشتند بدون این‌كه به جزئیات آن بپردازند:" هر جا كه زن‌ها به صورت انبوه و اجتماعی وارد شده‌اند، در آنجا كارها سالم‌تر و اخلاقی‌‌تر پیگیری شده است ..."

نگاهی به گذشته و حال و بررسی حضور زنان در اجتماع می‌تواند ما را در صحت و سقم این جمله یاری رساند. همان‌طور كه همه می‌دانند شاید در گذشته‌های دور نیز زنان پا به پای مردان در روستاها در كارهای كشاورزی و دامداری فعالیت می‌كردند و درآمد اقتصادی داشتند.

حضور زنان در این عرصه‌ها در روستاها و شهرهای كوچك هنوز هم مشهود است و البته این نوع حضور كه سختی‌های فراوانی نیز برای بانوان به همراه دارد( به دلیل رتق و فتق امور خانه علاوه بر كار بیرون از منزل) نه تنها مشكلی پدید نیاورده، بلكه موجبات استحكام خانواده‌ها را نیز فراهم می‌كرده است.

اما آنچه این روزها در شهرهای بزرگ شاهدش هستیم، چیزی غیر از حضور فوق است. جامعه امروز ما شاهد حضور و بروز دختران و زنانی است كه پوشش‌های متفاوت و مختلفی دارند و رفتارهای مختلفی هم از خود بروز می‌دهند. كافی‌ست یك روز صبح سری به ادارات دولتی و خصوصی و شركت‌ها بزنیم تا این تفاوت‌ها را به وضوح مشاهده نماییم.

با توجه به وضعیت موجود، سخن رئیس جمهور محترم صحیح می‌نماید؛ چراكه به دلیل فضای ایجاد شده بانوانی كه محیط سالم را برای كار خود برمی‌گزینند به دلیل فضای ناامن و پر از نگاه‌های آلوده، كمتر در جامعه حاضر می‌شوند و خود به خود ظهور و بروز افرادی كه تقیدی ندارند، بیشتر می‌شود. در چنین وضعیتی حضور بانوان باحجاب و عفیف می‌تواند معادله را به نفع این جریان عوض كند و فضا را به سمت سلامت اخلاقی پیش ببرد، اما آیا این حضور تبعاتی برای این دسته از بانوان ندارد؟

این قصه پردرد و پرغصه دقیقا از زمان پیروزی انقلاب آغاز شد. فضای انقلابی آن دوران و حضور نسل درد كشیده انقلاب در عرصه‌های مختلف باعث شده بود كه حجاب و عفاف زن، بدون هیچ آموزشی در خانه‌ها جای خود را باز كند و شاید متخصصان این امر نیازی به تئوریزه كردن این مباحث نبینند، البته همان دوران هم بزرگانی چون شهید مطهری كارهای زیادی در این موضوع  انجام دادند كه متاسفانه ضدانقلاب منافق اجازه استفاده بیشتر مردم را از این گوهر ناب نداد.

در دوران پس از جنگ و به اصطلاح سازندگی اگر اندك بد‌حجابی‌ای وجود داشت، برخوردهای چكشی و زننده و تخریب‌كننده چنان در مقابلش می‌ایستاد كه شاید چیزی جز عقده‌های درونی ثمره‌اش نبود. این عقده‌های درونی نیز هم‌زمان با خرداد 76 و روی كار آمدن دولت اصلاحات سر باز كرد.

همزمان با شعارهای رنگارنگ و جوان‌پسند دولت اصلاحات، تهاجم فرهنگی غرب كه سال‌ها پیش هشدارش را رهبر معظم انقلاب داده بودند، رشدی صدچندان یافت و بی‌بندوباری كه قبلا منكری منفور بود، كم‌كم معروفی عامه‌پسند شد.

در این بین ظرفیت‌سازی دانشگاه‌ها برای پذیرش دانشجو و برداشتن حصرها برای دختران در رشته‌های مختلف، باعث شد دختران كه معمولا از شرایط مطالعاتی بهتری برخوردارند و مشكل خدمت سربازی ندارند، به شدت ظرفیت‌های خالی دانشگاه‌ها را به خود اختصاص دهند و بعضا در شرایطی دور از خانواده به تحصیل بپردازند. سخت‌گیری شدید در جابه‌جایی مكانی هم باعث شد اغلب دانشجویان با همان شرایط و دور از وطن، به تحصیل ادامه دهند كه معایبی تاسف‌بار به دنبال داشت.

دختران به علت وابستگی به خانه و خانواده، معمولا دچار كمبودهای عاطفی می‌شدند و ناخودآگاه خلا عاطفی آن‌ها در محیطی باز و به دور از هر مزاحمی، توسط هم‌كلاسی‌های جنس مخالف پر می‌شد كه همین امر گاهی باعث رقابتی عجیب در جلب نظر و توجه طرف مقابل می‌گردید. شاید بتوان گفت جلوه‌گری و تبرج از آثار همان رقابت‌ها بود. چه بسا دخترانی كه در شهر و دیار خود چادر حجاب اصلی‌شان بود و به اصطلاح روگیر و محجبه بودند، اما در دورانی كه در خوابگاه سپری می‌شد نه‌تنها چادر كنار می‌رفت، بلكه انواع زینت‌ها و آرایش‌ها جای محجوب بودن را می‌گرفت.

اینان گاهی حتی برای تامین مخارج مجبور به ورود به بازار كار می‌شدند، كارهایی با دست‌مزد كمتر نسبت به آقایان كه طمع كارفرمایان و كارپردازان را به نیروگیری از خانم‌ها روز به روز بیشتر می‌كرد.

البته این تنها دلیل افزایش نیروی زن در بازار كار و پیامدهای بعدی یعنی رخت بربستن حجاب و عفاف نبود. عواملی چون شكستن خطوط قرمز عفاف و حجاب در سینما و تلویزیون و تبلیغ بدحجابی و مصرف‌گرایی و مد‌گرایی، وارد شدن ماهواره به فضای خانوادگی، باز شدن پای اینترنت و چت بدون كنترل مناسب به خانه‌ها، عدم كفایت دست‌‌مزد مردان برای رتق و فتق امور زندگی و اجبار زنان به كار بیرون از منزل، عدم تخلیه صحیح روحی و هیجانی جوانان، عدم رعایت اخلاق از سوی برخی متصدیان امر و نیز كسانی كه وجهه مذهبی و محجبه دارند، افزایش سن ازدواج، مشكلات خانوادگی و افزایش طلاق و محروم شدن فرزندان از حضور در كنار یكی از والدین، عدم رفتار گرم و محبت‌آمیز و مهربانانه بین زن و شوهر كه گاهی سبب می‌شود مرد یا زن در اجتماع به جنس مخالف روی بیاورد و به فساد كشیده شود و عدم تناسب كار فرهنگی انجام شده با ناتوی فرهنگی ایجاد شده، را می‌توان مسبب ایجاد وضعیت كنونی دانست.

و حالا پس از گذشت سال‌ها از این روند خاموش زیرزمینی كه چون موریانه‌ای پایه‌های عفاف و حجاب این ملت را خورده است، آیا می‌شود انتظار داشت برخوردهای انتظامی و گشت‌های ارشاد بتواند این معضل را به سرعت حل كند؟

آیا ورود خانم‌های عفیف و محجبه می‌تواند راه‌گشای این مسیر باشد؟ آیا این ورود باعث سرخوردگی و آزار و اذیت زنان فهیم و عفیف ما نمی‌شود؟

آیا حل این مشكلات و معضلات جز با حركت منسجم قوه مقننه، همراه با دیگر قواست؟

آیا جز با قانون‌گذاری و فراهم كردن شرایط اجرایی شدن قانون‌ها و حذف بروكراسی طولانی‌كننده این مسیرهاست؟

آیا راه‌حل این مشكل جز با تغییر سیاست‌های صدا و سیما در ساخت سریال‌ها و فیلم‌های سینمایی و تلویزیونی ساختارشكن است؟

آیا جز با همراهی و همگامی دولت با تمام توان، با دیگر نهادهاست؟

و آیا جز با اجرایی شدن طرح همگانی امر به معروف و نهی از منكر به بهترین شكل آن است؟

چه اگر قانونی مثل جابه‌جایی سهل و آسان دانشجوها به محل اقامت‌شان به جای امسال چند سال پیش تصویب و اجرایی می‌شد وضعیت جامعه ما بهتر از این بود!

البته باید گفت همین حركت‌های كوچك هم‌اكنون هم می‌تواند باعث تحولی عظیم در جامعه شود و نمی‌توان توقع داشت این زیربنای آسیب‌دیده در طول یك ماه و چند ماه و یك سال به نتیجه برسد، باید صبوری كرد و تلاش، باید همه ارگان‌ها و نهاد‌ها و مسئولین دست به دست هم دهند تا این مسئله به سرانجام برسد و البته خواست مردم و حركت خود آنان در این مسیر مانند كاتالیزوری آن را كوتاه و آسان می‌كند.

به امید روزی كه اگر صاحب عصر و زمانمان ظهور كرد، نگران از آنچه در كوچه پس‌كوچه‌های شهر می‌بیند، نباشیم و شرمسار از نگاهش نگردیم، چه این‌كه او هم‌اكنون نیز ناظر بر احوالات ماست ...

بعدنوشت1: شایان ذكر است نویسنده به هیچ وجه مخالف حضور زنان در اجتماع نیست، بلكه كاركردن زنان خارج از منزل را در شرایطی كاملا اسلامی و به دور از حاشیه‌های موجود و نه به صورت اجباری و دائمی، باعث پویایی، شادابی و نشاط آنان می‌داند كه طبعا این نشاط و شادابی به خانواده‌ها نیز منتقل می‌گردد.

بعدنوشت2: كامنت خانم "زینب" تكمله به این بحث است


این هم یه تبریك از ویلاگ وقایع الاتفاقیه روزانه من

همه زیر پایند و بالا حسین است
همه قطره اند و دریا حسین است
...

حسن هم حسین است ، علی هم حسین است
محمد حسین است و زهرا حسین است
حسن یا علی فاطمه یا محمد
تجلی این چهارتن با حسین است

این ماه کلا یاد من هم باشین

عیدتون هم مبارک

"اللهم عجل لولیك الفرج"



ارسال در تاریخ یکشنبه 20 تیر 1389 توسط اندیشه روشن1
نمایش نظرات 1 تا 30
قالب وبلاگ