تبلیغات
اندیشه روشن
اندیشه روشن
یادداشت‌های كم ‌و ‌بیش مذهبی، فرهنگی و سیاسی دو روشن‌اندیش

هوالمجید

سال گذشته همین روزها بود كه شور و اشتیاق انتخابات، فضای كشور را پر از نشاط و هیجان كرده بود. روزهایی كه شاید هیچ وقت از یاد مردم خصوصا جوان‌ترها نمی‌رود و فراموش‌شدنی نیست.

روزهایی كه شاید آرامش امروزمان مرهون انتخاب صحیح و بجای همان روزهاست!

و اكنون شروع تجدیدخاطره است و یاد ایام!

این روزها هنوز شیرینی و شادی آن روزها را در كام داریم و تلخی ته آن نیز هنوز ذائقه‌هایمان را آزار می‌دهد.

و البته باید بكوشیم كه ذائقه‌مان به آن تلخی عادت نكند و شیرینی را از یاد نبرد!

چندی پیش كه عكس‌ حضور برخی سران فتنه را در مراسم ختم پدر وزیر ارشاد دیدم و دیدم كه چگونه آقایان خواص!!!!!!!!!!!!! بر خلاف مردم عوام! دستی به مصافحه برایشان گشوده‌اند! دچار تأسف و تأثری عمیق شدم!

انگار نه انگار كه پایتخت كشور عشق، ایران، 8 ماه در تب و تاب فتنه‌گری، تاب آورده است؟

انگار نه انگار كه این‌ها قانون‌شكنی و قاعده‌شكنی كرده‌اند و از قاعده نظام خارج شده‌اند؟

"اگر چنان‌چه كسى وارد میدان رقابت انتخاباتى و مسابقه‌ى انتخاباتى بشود، اما بخواهد چهارچوب را بشكند، او از قاعده‌ى نظام خارج شده است، از قواعد حركت انتخاباتى خارج شده؛ این غلط است، این درست نیست. باید همه چیز در چهارچوب نظام باشد. این چهارچوب، قابل تغییر نیست."1

 "آن كسانى كه این نقشه‌ى كلى را كه متبلور است در قانون اساسى و حكمیت قانون و داورى قانون، قبول دارند، جزو مجموعه‌ى نظام اسلامى هستند. آن كسانى كه این‌ها را رد می‌كنند، كسانى‌اند كه خودشان به دست خودشان صلاحیت حضور در نظام اسلامى را دارند از دست می‌دهند و صلاحیت ندارند. كسانى كه حاضر نیستند قانون را تحمل كنند، كسانى كه حاضر نیستند اكثریت را قبول كنند، كسانى كه آن انتخابات عظیم چهل میلیونىِ مایه‌ى افتخار را زیر سؤال می‌برند، یك نقطه‌ى قوّت را براى نظام می‌خواهند تبدیل كنند به یك نقطه‌ى ضعف، اینها در واقع دارند خودشان، خودشان را از این كشتى نجات - كه نظام اسلامى است - بیرون مى‌اندازند؛ والّا هیچ كس نمی‌خواهد كسى را از كشتى نجات بیرون بیندازد." "ما هیچ كس را از نظام بیرون نمی‌كنیم؛ اما كسانى هستند كه خودشان، خودشان را از نظام بیرون می‌كنند؛ خودشان را از نظام خارج می‌كنند."2

چرا باید فضای جامعه برای "بیرون‌رفتگان از نظام" این‌قدر امن باشد كه جرأت كنند بی‌واهمه جلوی دوربین نظام حاضر شوند؟

چرا مطالبه جوانان این‌قدر باید از خواص كم باشد كه خیلی راحت جرأت كنند جلوی دوربین‌ها، شیخ بی‌سواد را تحویل بگیرند و با او مصافحه كنند، همان فردی كه مردم كوچه و بازار با لنگه كفش از او پذیرایی كرده بودند؟!!!!

چگونه است كه مردم پیام حضرت آقا را در جذب حداكثری و دفع حداقلی می‌گیرند، ولی این خواص!!!!!!

"چرا مردم امسال در بیست و دوى بهمن از سال گذشته گرم‌تر و متراكم‌تر آمدند؟ چون احساس خطر كردند؛ چون دیدند كسانى به بهانه‌ى مسئله‌ى انتخابات و مسائل بعد از انتخابات، دارند در اصل نظام خدشه به وجود مى‌آورند، دارند معارضه می‌كنند، دارند پنجه به چهره‌ى نظام می‌زنند. رفتار خطرناك آن‌ها این بود كه نام امام و انقلاب و نظام را هم گاهى مى‌آورند، اما حرفشان، عملشان، اقدامشان، تحریكشان، درست نقطه‌ى مقابل روش انقلاب و ممشاى انقلاب و اهداف انقلاب است؛ مردم این را احساس كردند. اینكه مردم این را می‌فهمند و احساس می‌كنند، این بصیرت بالایى است، این خیلى مهم است"3

دلم گرفته بود و از این‌كه می‌دیدم دیگران هم سكوت كرده‌اند و باز هم فقط چند بچه‌ بسیجی، شاید در این فضای سایبری یا روزنامه‌های ارزشی به آن پرداخته‌اند، حس رخوت و سستی مسؤولین نگرانم می‌كرد.

نگران از این بابت كه نكند دوباره بساط غفلت عَلَم شود و نكند دوباره سالی دیگر و فتنه‌ای دیگر رقم بخورد كه امتحان، سخت است و جاده پیش رو مه‌آلود!

اما دیشب در حین تماشای برنامه "دیروز، امروز، فردا" با حضور حاج آقا پناهیان، موجی تازه در دلم ایجاد شد. موجی كه بر آن شدیم تا مطالبه كنیم شفافیت را، عقلانیت سیاسی را، تقویت و حفظ حافظه سیاسی مردم را،

به راستی چرا جوان امروز نباید پیشینه احزاب سیاسی و افراد هر حزب را بداند؟

چرا جوان امروز نباید مسؤولین مملكتی‌اش را بشناسد و بداند كه هر كدام در گذشته چه كرده‌اند؟ چه خدمتی یا ...

چرا باید پدیده‌ای به نام آقازادگی در جامعه ما رشدی این‌چنین داشته باشد و مصونیت پشت مصونیت، آن‌ها را این‌چنین مسلط بر مردم مستضعف كند؟

چرا بعد از ما‌ه‌ها مطالبه مردم هنوز آقازاده لندن‌نشین، در امنیت كامل به سر می‌برد؟

چرا تاریخ گذشته در صندوقچه آرشیو صداوسیما پنهان شده است و جوان‌ها بی‌اطلاع‌ هستند؟

چرا برملا نمی‌كنیم نام افرادی را كه به امام نامه نوشتند كه مردم دیگر حاضر نیستند جبهه بروند و وضع جامعه را آن‌قدر اسف‌بار جلوه دادند كه پذیرش قطعنامه را به امام تحمیل كنند تا چهره واقعی آن‌ها علی‌رغم زیركی و موجه و مؤدب بودن! آن‌ها آشكار شود؟

چرا نمی‌شناسیم كسانی را كه زمان جنگ عراق و كویت خواستار اتحاد با صدام بودند؟

چه كسانی خواستار ارتباط با اسلام طالبانی بودند و چه هدف‌هایی را دنبال می‌كردند؟

چرا شعار "ما اهل كوفه نیستیم می‌دهیم"، اما همیشه اكثر مطالبات رهبر عزیزمان روی زمین می‌ماند؟

و آیا زمان آن نرسیده است كه صداوسیما كه رسانه ملی است و در صدر رسانه‌های فرهنگ‌ساز جامعه، در جهت شفافیت حداكثری قدم بردارد؟

و باید گفت انصافا "دیروز، امروز، فردا" قدمی هرچند كوچك در همین راستاست كه باید تقویت گردد و روز به روز بهتر و مفیدتر شود. ما این حركت‌ كوچك، اما تحول‌آفرین را به فال نیك می‌گیریم و مطالبه می‌كنیم شفافیت حداكثری را در این رسانه ملی و برای موفقیت روزافزون دوستان رسانه‌ای خود دعا می‌كنیم و البته اولین مطالبه ما، پاسخ‌گویی آقایان لاریجانی، رحیمی و حسینی است!!!

پی‌نوشت:

1و 2 و 3: بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار اعضاى مجلس خبرگان رهبرى‌ مورخ 6/12/1388



ارسال در تاریخ دوشنبه 20 اردیبهشت 1389 توسط اندیشه روشن1
قالب وبلاگ